در این راستا، بابک صدرایی کارشناس صنعتخودرو در تشریح ریشههای ناکامی سیاست برقیسازی در کشور اظهار کرد: «موضوع برقیسازی یک پروسه بلندمدت و ساختاری است، نه یک پروژه کوتاهمدت یا فردمحور که بتوان آن را با دستور و بهصورت مقطعی پیش برد و متاسفانه سیاستگزاریهای احساسی، پراکنده و بدون منطق اقتصادی، مانع از شکلگیری یک استراتژی جامع در این حوزه شد و درنهایت این بازار را به بنبست کشاند.»
وی با انتقاد از خطای صورتگرفته در اولویتبندی واردات خودروهای برقی تاکید کرد: «یکی از بزرگترین اشتباهات سیاستگزار، هدایت این خودروها به سمت بخش لوکس و گرانقیمت بود و خودروهای برقی تنها زمانی در بازار با استقبال نسبی روبهرو شدند که از برندهای نامدار جهانی بودند و دلیل اصلی خرید آنها نیز تفاوت چشمگیر و چند میلیاردتومانی قیمت این مدلها با نسخه بنزینی مشابه همان برند بود؛ درواقع، هرچند برندهایی مانند فولکسواگن بهدلیل قیمتگذاری رقابتیتر توانستند بخشی از خریداران را به پذیرش این ریسک ترغیب کنند، اما خودرو برقی به جای اینکه به عنوان یک محصول اقتصادی وارد سبد مصرف عمومی جامعه شود، عملا به خودرو دوم یا سوم اقشار مرفه تبدیل شد.»
این کارشناس صنعتخودرو تنوع بیضابطه در برندها و مدلهای وارداتی را یکی دیگر از چالشهای اساسی دانست و تصریح کرد: «واردات مدلهای متعدد بدون ایجاد زیرساختهای متناسب، موجب پراکندگی خدمات پس از فروش و کمبود قطعات یدکی شد؛ درحالی که استراتژی منطقی این بود که تمرکز سیاستگزار بر واردات انبوه تنها چند مدل مشخص قرار میگرفت تا علاوهبر کاهش قیمت تمامشده، پشتیبانی فنی و زنجیرهتامین قطعات نیز تضمین شود.»
